تبلیغات اینترنتیclose
پیچک ( هما میر افشار )
پیچک ( هما میر افشار )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 14 آبان 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

شعر هما میرافشار

 در جواب شعر کوچه فریدون مشیری
بی تو من زنده نمانم...

 

بی تو طوفان زده ی دشت جنونم

صید افتاده به خونم

تو چه سان می گذری غافل از اندوه درونم؟

*

بی من از کوچه گذر کردی و رفتی

بی من از شهر سفر کردی و رفتی

قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم

تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم

تو ندیدی.

نگهت هیچ نیفتاد به راهی که گذشتی

چون در خانه ببستم،

دگر از پای نشستم

گوییا زلزله امد،

گوییا خانه فرو ریخت سر من

*

بی تو من در همه ی شهر غریبم

بی تو کس نشود از این دل بشکسته صدایی

برنخیزد دگر از مرغک پربسته نوایی

تو همه بود و نبودی 

تو همه شعر و سرودی

چه گریزی ز بر من؟

که ز کویت نگریزم

گر بمیرم ز غم دل،

به تو هرگز نستیزم

من ویک لحظه جدایی؟

نتوانم نتوانم

بی تو من زنده نمانم.....

 

 

 

هما میرافشار

http://mehran1988.blogsky.com/1388/12/14/post-15/

برچسب ها : ,

موضوع : دیگر سرودها , | بازديد : 1826

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 14 آبان 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

آه این را نمیکنم باور

***
آه این را باور نمیکنم

که به دل مهر دیگری داری

که به جان غیر نقش روی هما

یاد عشق فسونگری داری

وحشتم میکشد اگر روزی

دیده ات غیر روی من بیند

یا به روی لبان شیرینت

نام دیگر به شوق بنشیند

گر هنوزم عزیز میداری

از چه اکنون غمگین و تنهایم

 

هما میر افشار

برچسب ها : ,

موضوع : گلپونه های ناب جام دهم, | بازديد : 868

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 14 آبان 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

طبیب

**

به دکتر عزیزی که با عمل جراحی ناراحتی

پای مرا رفع کرد

(بزرگواری که نخواست نامش را بیاورم )

***

میتونی برچینی اشکامو ز روی گونه هام

میتونی زندگی تازه بذاری پیش پام

دستای مهربونت حتی با چاقوی تیز

حتی با آهن سرد میتونه، دردو بیرون بکشه

میتونی با دو سه تا جمله پر شور و امید

مژده شادی به اين دلهای افسرده بدی

دستای مهربونت

حتی با آهن سرد

دردو بيرون ميکشه

ميشه گفت يه مسيحا نفسی

گرچه اين حرفارو اين روزا نميگن به کسی

ای طبيب

ای که با چرخش يک چاقوی تيز

 خونه دردی رو کندی ز وجودی تب دار

اگه اون دستای پر قدرت تو ميتونه

عقده رو از روی قلبم بردار.»

 

 

هما میر افشار

 

برچسب ها : ,

موضوع : گلپونه های ناب جام دهم, | بازديد : 878

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 14 آبان 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

زندگی

***

اون نگاه گرم تو جام شرابه

اما سرابه

زندگي بي چشم تو رنج و عذابه

رنج و عذابه

آهِ من ترسم شبي دامنت بگيره

دامنت بگيره

با دلم بازي مکن عاشق و اسيره

ترسم بميره

یک شب از روی صفا ای بلای دلها

با دلم وفا کن

يا وفا کن با دلم يا منو  رها کن

يا منو  رها کن

ميشکني شيشه دلــــــم قدرشو ندوني

قدرشو ندوني

مهربوني با همه  با من و دل من نامهربوني

 

 

هما میر افشار

http://tasnifha.blogfa.com/post-67.aspx
 

برچسب ها : ,

موضوع : گلپونه های ناب جام دهم, | بازديد : 1266

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 14 آبان 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

دختر غم

***

با من سخن مگو

از عشق

و از امید

از آرزوهای خوب

 از روزهای روشن

 و پاکیزه و سپید

با من سخن مگو 

از گفتگوی گرم

درختان بوقت باد

با من سخن مگو 

 از اشک های شوق

 از قلبهای شاد

با من سخن مگو

از لاله های سرخ

 از عطر نوبهار

از لای لای و زمزمه

 نرم جویبار

با من سخن مگو

 از سبزه های نورس و از عطر پونه ها

گلپونه های وحشی سرشار خاطرات

آن یادهای روشن ایام کودکی

با من سخن مگو

از آفتاب روشن فردای زندگی

از بازگشتن قفس و بند بندگی

با من سخن مگوی

 من دختر غمم

 

 

 هما میر افشار

برچسب ها : ,

موضوع : گلپونه های ناب جام نهم, | بازديد : 974

نوشته شده در تاريخ شنبه 13 آبان 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 ای هر چه هست از تو،

 

***


بی چشم گویایت،

 محزون و خاموشم

گویی ز خاطرها،

دیگر فراموشم.

 هر جا جدا از من،

 می، می زنی هر شب

یك دم به یاد آور،

 لبهای می نوشم.

 عاشق تر از اینم

،هرگز نخواهی دید

 برده عشق تو از سر،

 هم عقل و هم هوشم.

 شهر است و غوغای

 گلپونه های من

ای هر چه هست از تو،

 من بی تو خاموشم.

قلبی كه دور از تو،

خون می خورد هر شب

 دردی ست بر جانم،

باری ست بر دوشم.

 مهتاب شبهای

 بزم رقیبانم

دور از تو من هر شب،

 با غم هم آغوشم.

 

هما میر افشار

 

http://yassped.blogfa.com/post-135.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : گلپونه های ناب جام نهم, | بازديد : 889

نوشته شده در تاريخ شنبه 13 آبان 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

شراب بوسه

 

***

 

ز شراب بوسه های تو هنوز مست مستم

تو ببین چقدر مستم که سبوی می شکستم

 

چو لبان بوسه خواهت اثر شراب دارد

دل اگر همی ببندم بخدا که پست پستم

 

پس از این کسی نبیند به کفم پیاله می

دگرم همی چه حاجت چوگرفته تو مستم

 

بخدا که جان مایی مرو از تنم تواي جان

كه ز بود توست بودم كه ز هست توست مستم

 

بنگر زفرط مستي ره خانه را ندانم

تو بيا بگير دستم كه دگر زپا نشستم

 

به كف صبا مي فشان سر زلف شام رنگت

كه به تار تار مويت همه عمر خويش بستم

 

مكنم تو منع زاهد پس از اين زمي پرستي

نگهش مي و لبش مي چه كنم كه ميپرستم

 

هما میر افشار

برچسب ها : ,

موضوع : گلپونه های ناب جام نهم, | بازديد : 785

نوشته شده در تاريخ شنبه 13 آبان 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

محرم هر خانه

***

عاقبت خانه خراب دل دیوانه شدم

محرم یک حرم و از همه بیگانه شدم

لب می نوش تو تا بر لب پیمانه رسید

خون جگر گشتم و می در دل پیمانه شدم

یار چو ن شمع شب افروز ببزم دگران

سوختم ز اتش غیرت پر پروانه شدم

همه شب تا که بپایش نرسد بوسه شوق

از حسد مردم  خاک ره میخانه شدم

من که افسونگر افسانه دلها بودم

اتشی ریخت بجانم که خود افسانه شدم

جز بیاد من و دل تا نزند می همه جا

نغمه ساز شدم ناله مستانه شدم

این چه شوری است که در سینه مشتاقم ریخت

وین چه حالی است که یکسر همه جانانه شدم

این چه بازیست ندانم بسرا پرده غیب

که چو بازیچه به تسبیح زمان دانه شدم

نور حق بین که در این دل دیوانه دمید

شهره شهر شدم محرم هر خانه شدم 

 

 

 هما میر افشار

برچسب ها : ,

موضوع : گلپونه های ناب جام نهم, | بازديد : 985

نوشته شده در تاريخ شنبه 13 آبان 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

یه حرفی برای گفتن

 

****

دل مثل بلورم

شکسته ... شکسته

غم اومده کنارش

 نشسته ... نشسته

یه حرفی برا گفتن

یه چشمی برا خفتن نمونده

 یه اشکی برا ریختن

 رهی بهر گریختن نمونده

چه ها دیده که این جوری شکسته

 خدا میدونه و دل...

بلا دیده که این جوری شکسته

 خدا و میدونه ودل ...

خدایا خدایا

پریشون و تباهم

 
ببخشا ! ببخشا !

 اگه نامه سیاهم...
 
خدایا گواهی

  که بی پشت و پناهم

 یه راهی ... یه راهی !

 که وامونده  به راهم

براهی که شکسته های دل رو

زیر بال پر خسته بگیرم

نشنوم بده گوشه ای که اونجا

 به آرومی بحال خود بمیرم

 

هما میر افشار

برچسب ها : ,

موضوع : گلپونه های ناب جام نهم, | بازديد : 1156

نوشته شده در تاريخ شنبه 13 آبان 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

سالگرد عشق

 ****

بیا یک شب که برفی  سخت می بارد

سپیدی تا افق ها می رود همراه تاریکی

خدا از لطف می پوشد تن لخت درختان را

میان جامه ای دیبا، سپید و دلکش و زیبا

ودنیا بر تن خود می کِشد رختِ عروسان را

من و تو در کنار هم

جدا از شهر و از غوغای انسانها  

    بری از رنج و حرمانها

بنوشیم از لبان هم

شراب بوسه شیرین

زبان دیده بگشاییم و در دنیای خاموشی

برای سالِ دیگر توشه گیریم از نگاهِ هم

****

بیا یک شب که برفی سخت می بارد      

 دوباره چون دو آهوی بیابانی

شبی را تا سحرگاهان    

 به کنج خلوتی گرم از وجود هم

بپا سازیم جشن سالگرد عشق دیرین را

 

 

« هما میر افشار»

برچسب ها : ,

موضوع : گلپونه های ناب جام نهم, | بازديد : 936

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 11 صفحه بعد