تبلیغات اینترنتیclose
گلپونه های ناب جام پنجم
پیچک ( هما میر افشار )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ جمعه 12 آبان 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

بی خبری

***ََ

گر از تو خبر نیست بدل ،بی خبری هست
ور دل طلبد مستی چشم دگری هست

من پاکتر از برگ گلم ، ورنه تو دانی
هر گوشه گلی هست ، نسیم سحری هست

زلفان بلندم شده چون عمر وفایت
آشفته نسازد اگر ، آشفته سری هست

بیگانه ام از حرف نگاه و سخن عشق
گر ، دیده بخواهد نگهم را شرری هست

ترسم ببرم نام ترا ای همه جایی
زیرا که خدا هست و به آهی اثری هست

می میچکد از گوشه پیمانه و بینم
از اشک پر افسون تو هم پاکتری هست

من کنج قفس خوشترم از دامن صحرا
بیگانه بدان ورنه مرا بال و پری هست

بر بال من از دست محبت نخورد سنگ
گر مرغ لب بام شوم ، رهگذری هست

دل همچو صدف لب نگشاید دگر ایدوست
تا خلق ندانند که در آن گهری هست

غم نیست اگر زنگ دلم اشک نشوید
گر چشم تری نیست مرا ، شعر تری هست

باکم نبود ، گر گل عشقم ، شده پر پر
در سینه دلی هست ، که در آن خبری هست

(( عرفی سخن نغز تو پاینده که گفتی :
تا در ریشه در آب است امید ثمری هست ))


 هما میر افشار

http://13005parsiblogcom.parsiblog.com/Posts/10

برچسب ها : ,

موضوع : گلپونه های ناب جام پنجم, | بازديد : 460

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 14 آبان 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 هما میر افشار

 

من بی تو میمیرم

***

 

آه ای تمام هستیم از تو
ای شور و حال مستیم از تو

 


روزی مبادا قصه گوی دیگران گردی
روزی مبادا آرزوی این و آن گردی


روزی مبادا پا نهی بر آنچه می گویی
روزی مبادا بگذری،از آنچه میجویی

 

***

گر با دلم نامهربان گردی
گر آشنای دیگران گردی

 


میمیرم از وحشت
چون لاله در صحرای رسوایی

 


میسوزم از اندوه تنهایی

***

 

 

غمگین تراز مهتاب پاییزم

 


جام تهی از باده ام،از غصه لبریزم
با من مدارا کن
جام دلم پر از شراب عاشقیها کن
در دست من،دست وفا بگذار
تا زیر پایت فرش سازم هستی خود را
من با تو میمانم
من بی تو میمیرم

****

 


بگذار تا همچون پرستوها
درکنج آن دل آشیان سازم
من آن قفس را دوست میدارم
بگذار تا خود را نهان سازم
ای قصه گوی دل
ای آرزوی دل
با من مبادا بی وفا گردی
با دیگران پیمان ببندی آشنا گردی

****


آه ای تمام هستیم از تو
از پای دل مگشای زنجیرم
من بی تو میمیرم


 هما میر افشار

http://13005parsiblogcom.parsiblog.com/Posts/9

برچسب ها : ,

موضوع : گلپونه های ناب جام پنجم, | بازديد : 387

نوشته شده در تاريخ جمعه 12 آبان 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

سنگ صبور

***

 

ای سنگ صبور من           بگشا بسخن لب را

بز دای ز چشمانم            این اشک چو کوکب را

 

غمهای درونم را              میبینی و میدانی

از چشم غم آلودم           صد قصه تو میخوانی

 

چون غنچه فروبسته        از گفته لبان من

میسوزم و میدانی          اسرار نهان من

 

من مستم و مدهوشم     چون آتش خاموشم

ای سنگ صبور من          چون قصه فراموشم

 

بگذار شوم غافل             از بوده و نابوده

بگذار بیاساید                 این چشم نیاسوده

 

در جام دل سنگت           چون درد  شرابم کن

ای سنگ صبور من          مستم کن و خوابم کن

 

 

هما میر افشار

http://www.black-with.blogfa.com/post-1.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : گلپونه های ناب جام پنجم, | بازديد : 441

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 11 آبان 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

بی تو من زنده نمانم

 

****

بی تو طوفان زده دشت جنونم
صید افتاده بخونم

 

تو چسان می گذری غافل از اندوه درونم ؟

****
بی من از کوچه گذر کردی و رفتی
بی من از شهر سفر کردی و رفتی

 


قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم،
تا خم کوچه بدنبال تو لغزید نگاهم،
تو ندیدی!
نگهت هیچ نیفتاد براهی که گذشتی .

 


چون در خانه ببستم ،
دگر از پای نشستم ،


گوئیا زلزله آمد ،
گوئیا خانه فرو ریخت سر من

****
بی تو من در همه شهر غریبم
بی تو کس نشنود از این دل بشکسته صدائی


برنخیزد دگر از مرغک پر بسته نوائی
تو همه بود و نبودی ، تو همه شعر و سرودی


چه گریزی ز بر من ؟
که ز کویت نگریزم
گر بمیرم ز غم دل ،
به تو هرگز نستیزم
من و یک لحظه جدائی ؟
نتوانم ، نتوانم
بی تو من زنده نمانم .....

 

 

هما میر افشار

 

http://saeedbizar.persianblog.ir/post/11348

برچسب ها : ,

موضوع : گلپونه های ناب جام پنجم, | بازديد : 568

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 11 آبان 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

نور خدا

 

***

كم خور غم دنیا را ، می زن دو سه پیمانه 

 تا چند اسیر دل ، ای عاقل و فرزانه؟

 

 ای بی خبر از مستی ، بگذر زغم هستی

 برخیز و بزن ساغر ، میخانه به میخانه

 

 گر قرب خدا خواهی ، یك سینه صفا آور

 بیهوده چه می جویی ، در كعبه و بتخانه؟

 

 این عمر گریزان را ، كی ارزش آن باشد

 بر آتش غم سوزی ، همچون پر پروانه

 

 از عشق جهان بگذر ، تا عالم جان بینی

 زان پیش تر ای غافل ،  كاین دل شود افسانه

 

 دل صاف چنان می كن ، ای ره به خطا رفته

  تا نور خدا بینی ،  در چهره جانانه

 

 

هما میر افشار 

http://lovemeorloveme.blogfa.com/post-40.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : گلپونه های ناب جام پنجم, | بازديد : 1037

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 11 آبان 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

مرا بشکن

****

تورابا اشک خون از دیده بیرون رانده ام

 که تا در جام قلب دیگری ریزی شراب ارزو را.

مگو با من مگو بامن مگو دیگر از این هستی ومستی.

***

من ان خودرو گیاه صحرای اندوهم

که گلهای نگاه و خنده هایم رنگ غم دارد.

مرا از سینه بیرون کن

 ببر از خاطر اشفته نامم را

بزن بر سنگ جامم را

 مرا بشکن مرا بشکن.

***

تو سرتاپا وفا بودی

 تو با درد اشنابودی

 ولی ای مهربان من

 بگو اخر که از اول کجا بودی.

***

 کنون کز من به جز مشت پری در اشیان نمانده

 و اهی زیر سقف اسمان مانده.

 بیا اتش بزن این اشیان این بال و پرهارا.

 رها کن این دل غمگین و تنها را

***

 

تو را راندم.

که دست دیگری بنیان کند روزی بنای عشق و امیدت.

شود امید جاویدت

 تو را راندم

ولی هرگز مگو با من

 که اصلا معنی عشق و محبت را نمی دانم.

 که در چشمان تو نقش دردت را نمی خوانم.

 ****

تو را راندم

ولی ان لحظه گویی اسمان میمرد

 جهان تاریک می شد کهکشان میمرد.

درون سینه ام دل ناله می زد

باز کن از پای زنجیرم

  که بگریزم به اغوشش بیاویزم

 به او با اشک خون گویم

 باو با اشک و خون گویم

مرو من بی تو میمیرم .

 ***

ولی من در میان های های گریه خندیدم

که تو هرگز ندانی

بی تو یک تک شاخه ئ عریان پاییزم.

 دگر از غصه لبریزم.

 در این دنیا بمان بی من .

 برای دیگری سر کن نوای عشق و هستی را .

 ***

تو ای تنها امیدم

 بی من از ان کوچه ها بگذر

 مرا یکدم به یاد اور

بیاد آور که می گفتم

 بیا امید جان من

بیا تن خود را ز قید ارزوهایش رها سازیم.

بیا میعاد خود را بر جهان دیگر اندازیم.

***

 بیاد اور که اکنون بی تو خاموشم .

 زخاطرهات  فراموشم

و یک تک لاله وحشی

بجای لاله برگور دل من

روشنست اکنون

 

 

 

هما میر افشار

 

برچسب ها : ,

موضوع : گلپونه های ناب جام پنجم, | بازديد : 529

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 11 آبان 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

بمناسبت آغار دهمین سال تولد

 پسرم کیوان

 

****

کیوان من ای امید جانم

شیرین سخن و شکر دهانم

هستی تو چراغ زندگانی

پروانه باغ زندگانی

در چشم تو خفته هستی من

از عطر تن تو مستی من

آن خنده دلکش و خوش اهنگ

از آیینه دلم برد زنگ

بگذشته چو هفته ای ز بهمن

یاد آمدم ای ستاره من

زان شور و شرار عهد دیرین

وان خاطر های تلخ و شیرین

من بودم و درد و دیده تر

من بودم چشم غرق گوهر

اما ز خیال روی ماهت

وان خنده و اولین نگاهت

 هر لحظه دل من آب می شد

در نیمه شب آفتاب می شد

 شب بود و نوای سرکش من

وقتی که خدا ترا به من داد

ده سال گذشته همچو سالی

عمریست که رفته چون خیالی

هر سال به عمر تو بیفزود

 یکسال ز عمر مادرت بود

افسردم و تو چو گل شکفتی

بیدار نشستم و  توخفتی

دهساله شدی جوانه من

جاوید بمان نشانه من

 

 

هما میر افشار

برچسب ها : ,

موضوع : گلپونه های ناب جام پنجم, | بازديد : 814

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 11 آبان 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

دری که بسته شد

***

ما را به در خانه رسانيد كه مستيم

 سرشار غم و مست مي جام الستيم

 

نشناخت كسي گر دل بشكسته ي ما را

 خود نيز ندانيم كه بوديم و كه هستيم

 

 ما راه به سرمنزل مقصود نبرديم

 زيرا كه به نامردمي عهدي نشكستيم

 

 راندند به خواري ز سر كوي محبت

 جاني كه به يك مو در اين خانه ببستيم

 

 بستند در ميكده با آنكه به عمري

 پشت در اين خانه سر خاك نشستيم

 

 اي دوست سلامت سر تو تا نزني مي

 ما جام پر از خون دل خويش شكستيم

 

 ما را نه چنان خواه كه دلخواه تو باشد

 ديوانه ي عشقيم ، همينيم كه هستيم

 

 هما میر افشار

http://attlas.blogfa.com/post-85.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : گلپونه های ناب جام پنجم, | بازديد : 745

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 11 آبان 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

بی تفاوت مگذر

 

***

بی تو هیچم به خدا

پیش دل من بنشین

قدر این سینه پر مهر بدان

در دل خسته بمان

منم وخانه ویرانة دل

بی تفاوت مگذر از در میخانه دل

مشکن ساغر امید مرا

***

ای همه هستی من

این نفس ها به خدا ارزان نیست

بر نمی گردد هیچ،

شاید امروز چو بگذشت نباشم فردا

آه شاید که نبینی دگرم

***

بعد من در قفس هیچ نماند

به جز از مشت پرم

که نمی ارزد هیچ

***

بنشین،پیش دلم بنشین

قدرم امروز بدان

که بدام تو اسیرم ای دوست

وخدا داند وتو

از همه هستی خود

بی تو سیرم ای دوست

***

سخن از عشق بگو با دل من

که ندارد دل من جز به تو با کس سخنی

همچو یک ذره مرا

زیر این گنبد نیلی مکن از بند رها

صحبت از آه و دمست

***

آه بی سوز محبت نفس سردغم است

و دم خالی از عشق

مرگ درد آلودیست

که رسد پیش تر از مرگ وجود

 

 هما میر افشار

http://www.ashegherahaei.blogfa.com/post-48.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : گلپونه های ناب جام پنجم, | بازديد : 759

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 11 آبان 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

شراب غم

 

پر شد شرابخانه دل از شراب غم
من گشته ام خراب دل و دل خراب غم

آه ای نخوانده درس محبت تو غافلی
از مکتب و معلم و بحث و کتاب غم

از بس فشرده غم دل دیوانه مرا
دیگر نمانده در کف صبرم حساب غم

چشم منست و پرده اشگی و نقش تو
زیباتر است چشم سیه در حجاب غم

ساقی چو شبنمی که صفا میدهد بگل
با می بشوی چهره دل از مذاب غم

پر کن پیاله را که بعمر اعتبار نیست
نتوان گذشت بی می و مستی ز باب غم

دانی چرا بغیر غمت در دلم نماند ؟
زیرا نداشت جز دل بشکسته تاب غم

دیگر مجو ز چشم دلم نور شور و شوق
من گشته ام خراب دل و دل خراب غم

 

 

هما میر افشار

http://www.gtalk.ir/thread31529-7.html

برچسب ها : ,

موضوع : گلپونه های ناب جام پنجم, | بازديد : 552

صفحه قبل 1 صفحه بعد