تبلیغات اینترنتیclose
من رهگذر خسته ی دشت جنونم(هما میر افشار )
پیچک ( هما میر افشار )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 7 آبان 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

گفتم ولی باور نکردی

****

 

من رهگذر خسته ی دشت جنونم

من مرغک بشکسته پر، در خاک و خونم

افسانه ساز شهر تنهایی منم من

اقتاده در گرداب رسوایی منم من

 

گفتم ولی باور نکردی

 

دیگر زمن  جز نقش دیواری نمانده

گل نیستم ، از من جز خاری نمانده

گفتم رها کن این دل دیوانه ام را

بشکن به سنگ نیستی پیمانه ام را

 

گفتم ولی باور نکردی

 

چون آفتابی بر لب بام وجودم

افسرده رنگ زندگی در تار و پودم

گفتم ز شمع عمر من چیزی نمانده

پیمانه از باده لبریزی نمانده

 

گفتم ولی باور نکردی

 

چون خار خشکی خفته ام در رهگذاری

کی سایه می بخشد گلی را بوته خاری

دیگر مرا با بی سرانجامی رها کن

دل را درون بحر ناکامی رها کن

 

می گویم و باور کن این را

 

 هما میر افشار

برچسب ها : ,

موضوع : گلپونه های ناب جام دوم, | بازديد : 1064