تبلیغات اینترنتیclose
آه اي مطلع صبح (هما میر افشار)
پیچک ( هما میر افشار )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ جمعه 12 آبان 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

زنده بودن بی شوق

 

***

آه اي مطلع صبح
كاش مي شد كه دل خسته من
 زندگي را ز نو آغاز كند
چشم ديگر به جهان باز كند
دل نگنجد به برم
 سينه تنگ است، دريغا قفس است
 كاش مي شد كه رهی باز کند
 بگشايد پر و پرواز كند

***

اي پرستوها، اي چلچله ها
كاش مي شد كه به همراه شما
 بپرم تا لب كِشت، بپرم سوي بهشت
خالي از حسرت و ناكامي ها، بي سرانجامي ها

دور از اين چهره هاي همه آلوده به رنگ
  رنگ پاكي و صفا
و به باطن دلها، همه سرد، همه خاموش و سياه
  سينه هاي همه لبريز ريا

***

آه... اي سنگ صبور
كاشکی در دل من صبر تو بود
كاش مي شد كه تحمل كنم اين مردم را

***
زندگي چيست مگر؟  زندگي زندانیست 
و در آن

زنده بودن بي عشق، بي شوق
 زنده بودن تهي از شور حيات

***

خيمه شب بازي بس مسخره ای است
در دل يك زندان
آه،بازيچه شدن

 چه غم جانكاهي است

 

هما میر افشار

http://ma-8-nafar.blogfa.com/post-130.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : گلپونه های ناب جام هفتم, | بازديد : 390