تبلیغات اینترنتیclose
می زنم فریاد و می گویم: کمک(هما میر افشار)
پیچک ( هما میر افشار )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ شنبه 13 آبان 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

کمک
 

***

می زنم فریاد و می گویم: کمک

می دهد پاسخ به من دیوار و میگوید: کمک

پشت سر پلها همه ویران شده

راه برگشتی که نیست

بین من با گور، تنها یک قدم

مانده و می ترسم از مرگی چنین

من نمی خواهم بمیرم، آسمان !

من نمی آیم به سویت، ای زمین !

آنکه مرگش آرزو بود، او همای دیگر یست.

آنکه در من بود و اکنون اینچنین بیگانه است،

دین هایی دارد و باید بپردازد...   زمانی زودرس

 ***

می زنم فریاد و میگویم: کمک...   تا به تن دارد نفس

نعره ام در چار دیوار اطاق

پیچد و باز آید از نو سوی من

می دهد پاسخ به من دیوار و می گوید: کمک !!

این صدای غرق غم

این صدای التماس آمیز، رنجم می دهد

صاحب آن کیست آیا؟    می کند دستی دراز

تا به او یاری دهم!

پنجه هایم حلقه در هم می شوند

باز می گردم به خویش

 ***

آنکه می خواهد کمک از من، منم

این صدای خسته قلب من است

سر به زانو میزنم گریان و می گویم:  خدا

قطره ی خونی است در زندان تنگ سینه ام

نی ز سنگ و دل، نه مشتی آهن است

بر نمی خیزد صدایی از خدا

پنجه هایم مانده حیران در هوا

دستهایم را نمی گیرد کسی

باز هم دیوانه وار

میزنم فریاد و می گویم: خداوندا کمک!

می دهد پاسخ به من دیوار و می گوید: کمک!!

 

هما میر افشار

http://shabro1354.blogfa.com/post-20.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : گلپونه های ناب جام هفتم, | بازديد : 594